پیوند ها
باور استفاده انسان از 10 درصد مغز و بلااستفاده ماندن 90 درصد دیگر اخیراً به مضمون یک فیلم سینمایی تبدیل شد و در این فیلم که لوسی نام دارد اسکارلت جوهانسن بازیگر مشهور هالیوودی نقش شخصیتی را دارد که یاد میگیرد از تمام مغزش استفاده کند و با قدرت تازه یافته مغز خود میتواند به سرعت واکنش نشان دهد و حتی زمان را کنترل کند. در این فیلم به کارگردانی لوک بسون، مورگان فریمن نقش دانشمند عصبشناسی را دارد که میگوید: تخمین زده میشود که بیشتر انسانها فقط از 10 درصد ظرفیت مغز خود استفاده میکنند. تصورش را بکن، فقط اگر میتوانستیم به 100 درصدش دسترسی پیدا کنیم؛ چه اتفاقات جالبی که نمیافتاد.

باربارا ساهاکیان، استاد کلینیک روانشناسی عصبی دانشگاه کمبریج میگوید، این ایده که ما فقط درصد کوچکی از مغز خود را مورد استفاده قرار میدهیم، «به هیچوجه درست نیست.» وی میگوید کل مغز همیشه فعال است و نورونها، سلولهای عصبی درگیر در فرایند تفکر، همیشه مشغول انجام دادن کاری هستند. مناطق مختلف مغز برای انجام عملکردهای مختلف بدن نظیر دیدن، شنیدن، صحبت کردن و کنترل عضلات مورد استفاده قرار میگیرند.
به گفته پروفسور ساهاکیان، این ایده که 90 درصد از مغز بلا استفاده باقی میماند، به هیچوجه با تحلیلهای صورت گرفته، مطابقت ندارد. وی معتقد است که روانشناسان اولیه این تصور غلط را رایج کردند و پس از آن، دیل کارنگی در کتاب آیین دوست یابی که در سال 1936 منتشر کرد، به جا افتادن و نشر بیشتر این باور غلط کمک کرد.
بر خلاف این باور رایج که انسان فقط از ۱۰ درصد مغز خود استفاده میکند، دانشمندان معتقدند انسان تمام مغز خود را مورد استفاده قرار میدهد. پزشکانی که در دانشگاههای کمبریج و پرینستن به پژوهش در مورد فعالیتهای مغزی انسان مشغولند، عقیده دارند که تمام این ارگان در تمام مدت به فعالیت مشغول است، چون سلولهای عصبی درگیر در فرایند تفکر، به طور دائم فعال هستند. به نوشته دیلی میل، دانشمندان میگویند این گفته قدیمی که انسان فقط 10 درصد مغز خود را مورد استفاده قرار میدهد یک افسانه است و واقعیت ندارد.
مثالی فوق العاده و واقعی از تاثیر گذاری پیام های نیمه خود آگاه (Subliminal Message) :

این پیام ها میتوانند به صورت دیداری و شنیداری باشند که همانگونه که در خود هیپنوتیزم از آن استفاده میشود در تبلیغات نیز به شدت از این مسئله بهرهبرداری میشود به عنوان مثال:
«جیمز ویکاری»، یک فروشنده پژوهشگر در سال 1957 ادعا کرد که در طول یک دورهٔ شش هفتهای به قریب به 46 هزار مشتری در سینمایی واقع در فورت لی نیوجرسی در میان فیلم «پیکنیک»، دو پیام تبلیغاتی نشان داده شده بود: «گرسنهاید؟ پاپکُرن بخورید» و «کوکاکولا بنوشید» که به گفتهٔ او در هر 5 ثانیه یکبار به مدت سههزارم ثانیه این پیامها نمایش داده شده بودند. زمان آن پیامها چنان کوتاه بودند که آنها هرگز آگاهانه ازسوی کسی دریافت نمیشدند، اما ویکاری ادعا کرد که در طول این دوره 6 هفتهای باهمهٔ آنکه مشتریان از پیامها ناآگاه بودند، ولی فروش پاپکُرن، 57٫8% و فروش کوکاکولا، 18٫1% افزایش یافتند.

قدرت پیام های نیمه خودآگاه (subliminal message) در طول سالها به اثبات رسیده است و برای برنامه ریزی ذهن ناخودآگاه از طریق روش های سمعی و بصری استفاده می شود. درواقع، پیام های نیمه خودآگاه در عملکرد خود در ذهن ناخودآگاه آنقدر قدرت دارند که در سال ۱۹۷۴، دولت امریکا همه انواع تبلیغات رادیو و تلویزیون با روش پیام نیمه خودآگاه را ممنوع کرد.
پیام های نیمه خودآگاه با کار کردن در سطحی که توسط ذهن خودآگاه قابل تشخیص نیست، به ذهن ناخودآگاه می رسند. درنتیجه ذهن خودآگاه هیچوقت فرصتی برای رد کردن آن پیدا نمی کند و ذهن ناخودآگاه می تواند آن را پذیرفته و برحسب آن عمل کند.
استفاده از پیامهای نیمه خودآگاه دو روش دارد: سمعی و بصری
پیامهای نیمه خودآگاه بصری تاییداتی هستند که با سرعت بالایی پیش روی چشم فلاش زده که ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست. درنتیجه این تاییدات مستقیماً وارد ذهن ناخودآگاه می شوند که بلافاصله هم آنرا درک کرده و نسبت به آن عمل می کند.
پیام های نیمه خودآگاه سمعی (فایل صوتی خود هیپنوتیزم )هم به همان روش عمل می کنند بااین تفاوت که دراین روش، صدایی با فرکانسی که بالاتر از آستانه نرمال شنوایی انسان است، اجرا می شود. در این حالت هم مثل نوع بصری، بااینکه ذهن خودآگاه قادر به تشخیص آن نیست، ذهن ناخودآگاه آن را دریافت کرده و بلافاصله به آن واکنش می دهد.
برچسب های مهم